الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
9
الغدير ( فارسي )
و پايدارتر گردى تا حق آن ارزشهائى را كه چيزى نمانده تباه كنند و تباه شود گزارده آيد ، كه چون اين تباهى پاى در ميان نهاد زندگى « نمونهء برتر خود » را از كف خواهد داد و - پس از آن - بىارج و ارزش خواهد شد چرا كه از درستى و نيكوئى و زيبائى تهى است ، يا بگو از آنچه زندگى را دلپذير و و الا مىسازد و ما را به ارزشهاى آن آگاه مىگرداند تهى است . كتاب پهناور تو « الغدير » در ترازوى ارزيابى و فرمان ادب - بىچون و چرا - كارى سترك و كتاب پردامنه اى است كه اگر گروهى از دانشمندان نيز در پديد آوردن آن با يكديگر همداستان شده و در استوار ساختن آن به يارى هم مىشتافتند اگر بازده كارشان به اين خوبى در مىآمد به راستى باز هم گروه و تك تك ايشان كارى بزرگ را به پايان برده بودند . سخن را كه به اينجا رساندم تنها براى آن نبود كه چنين نتيجه اى بگيرم بلكه مىخواستم گوشه اى سهمناك از زندگىمان را نيز بنمايانم و - با خواندن ديگران به پايدارى - آوا دردهم : در پيرامون مشتى بازماندگان از مردان انديشهء اسلامى گردآئيد كه خامههاى خود را - با هوشمندى و مهرورزى - به گردش و كاوش در ميان آثار ما واداشتهاند . زيرا براى اين انديشهء سازنده - در ديدهء من - هيچ چيز سهمگين تر از پراكندگى مردان نمايندهء آن نيست ، چه با اين پراكندگى بيم مىرود كه از زادن نتيجههاى شايسته باز بماند و حلقههاى آن از هم گسيخته شود ، اين پراكندگى همان از هم پاشيدن همهء انگيزهها و آمادگىهائى است كه - با دستيارى آنها - حقيقت مىتواند زندگى خود را در سرشت پديدهها و لايهء برونى آئينها دنبال كند . براى تمدن خاور زمين - بلكه براى تمدن انسانى - هيچ چيز هراس انگيزتر از آن نيست كه اين زمينهها بىنتيجه بماند و اين حلقه ها از يكديگر گسيخته شود . پس اگر ما ديگران را به همراهى تو خوانديم و اگر گفتيم در كنار تو - در